السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
846
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
حسن ( ع ) نيز در كنار پدر عازم سامرا گشت و در آنجا در منطقهاى به نام عسگر مسكن گزيد و بر همين اساس ملقّب به عسگرى گرديد ، اگر چه مانند پدر و جدّ خود در ميان مردم به ( ابن الرضا ) شهرت داشت . امام حسن عسگرى ( ع ) در شهر سامرا نيز در كنار پدر و دوشادوش او به حلّ مشكلات و مسائل مردم همّت گماشته و امور شيعيان را سازماندهى مىفرمود ، تا اينكه سرانجام در سال 254 هجرى قمرى امام هادى ( ع ) به شهادت رسيد و امام حسن عسگرى ( ع ) در حالى كه 22 سال از عمر شريفش مىگذشت به امامت رسيد و خود شخصا عهدهدار اين منصب الهى گشت ، سالهاى امامت آن حضرت مصادف شد با بقيه دوران حكومت معتز عباسى و پس از آن حكومت مهتدى و در نهايت پنج سال از حكومت معتمد عباسى . خصائص و صفات برجسته امام حسن عسگرى ( ع ) : آن حضرت سبزه رو بوده و چشمانى فراخ داشت ، بلند بالا و خوش صورت و بسيار خوش اندام بود و از شكوه و هيبتى برخوردار بود كه همه را به احترام وامىداشت ، تا آنجا كه حتّى دشمنان آن حضرت هم در وى به ديدهء احترام مىنگريستند . شاكرى يكى از ملازمان آن حضرت در توصيف ايشان مىگويد : ( امام در محراب عبادت مىنشست و سجده مىكرد ، كم خوراك بود و بسيار انفاق مىكرد ) . دوست و دشمن به فضايل آن حضرت معترف بودند تا آنجا كه معتمد خليفه عباسى ، وقتى ديد به جهت شرايط بحرانى و ناآرامى ، هر خليفه تنها يك يا چند سال معدود بر تخت خلافت مىنشيند ، نزد امام حسن عسكرى ( ع ) آمد و از او خواست تا دعا كند خلافت او بيست سال به طول انجامد و امام نيز در حقّ او دعا كرد و اين دعا به اجابت رسيد . هنگامى كه طاغوت بنى عباس آن حضرت را در بند انداخت ، به صالح بن وصيف زندانبان امام گفت : بر او سخت بگير و او را آسوده مگذار ، صالح هم دو تن از پليدترين كسانى را كه مىتوانست پيدا كرد و آنها را مأمور نگاهبانى امام نمود ، پس از مدّتى آن دو تن در عبادت و نماز به جايگاهى بزرگ رسيدند ، صالح آن دو نفر را احضار كرد و پرسيد : واى بر شما ! شما را چه شده است ؟